chart

حجاب در دوران جنگ؛ از مدارای تاکتیکی تا تشدید فشارهای گزینشی

«وقتی زیر بمباران باید نگران جانت باشی، من نگران این هستم که فردا جلوی قاضی چطور از خودم دفاع کنم.» این روایت «نفس» است. زنی که در میانه جنگ برای نداشتن حجاب اجباری احضاریه دادگاه دریافت کرد.

از آغاز جنگ ایران و آمریکا، حجاب اجباری نه لغو شد و نه مانند گذشته در همه‌جا به یک شکل اجرا شد. در این مدت، نحوه برخورد با زنان، به مکان و نیازهای سیاسی حکومت بستگی داشته است. حکومت در تجمعاتی که برای نشان دادن «وحدت ملی» برگزار می‌شد، حضور زنان بدون حجاب اجباری را تحمل می‌کرد. اما در کافه‌ها، کسب‌وکارها و فضاهای مستقل، فشارها افزایش پیدا کرد.

واقعیت خیابان از قانون رسمی جلو افتاده است

از آغاز جنگ، حضور زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کنند، در خیابان‌ها، کافه‌ها و وسایل حمل‌ونقل عمومی شهرهای بزرگ بیشتر و آشکارتر شده است. گزارش‌های میدانی از تهران نشان می‌دهد زنانی بدون روسری، با موهای کاملاً آشکار، لباس‌های آستین‌کوتاه و حتی تاپ‌های بدون آستین در فضاهای عمومی رفت‌وآمد می‌کنند.

در مشهد نیز، با وجود فضای مذهبی و محافظه‌کارانه شهر، زنان بدون حجاب اجباری در مکان‌های عمومی دیده می‌شوند. با این حال، در حرم، هتل‌ها و بازارهای اطراف آن، همچنان از زنان خواسته می‌شود موهای خود را بپوشانند.

این تفاوت نشان می‌دهد که حتی در یک شهر نیز حجاب اجباری به شکل یکسان اجرا نمی‌شود. نوع برخورد به مکان، نهاد مسئول و میزان کنترل حکومت بستگی دارد.

زنان بدون حجاب در تجمعات حکومتی پذیرفته می‌شوند، اما در کافه‌ها نه

روشن‌ترین نمود سیاست دوگانه حکومت در تجمعات شبانه‌ای دیده شد که پس از آغاز جنگ برای حمایت از حکومت و نمایش همبستگی برگزار می‌شدند. تصاویر و مصاحبه‌هایی که رسانه‌های حکومتی و نزدیک به حکومت منتشر کردند، حضور زنان بدون حجاب اجباری را در این تجمعات نشان می‌داد.

برخورد با این زنان معمولاً از تذکر فراتر نمی‌رفت. در یکی از تجمعات، پلاکاردی با مضمون تذکر حجاب نصب شد اما بازداشت گروهی یا بیرون‌کردن زنان از تجمعات مطرح نبود. حتی زمانی که خبری درباره صدور ابلاغیه برای زنان بدون حجاب حاضر در تجمعات شبانه اصفهان منتشر شد، قوه قضائیه به‌سرعت آن را تکذیب کرد . این رویکرد نشان می‌داد حکومت تمایلی نداشت زنانی که حضورشان به پرجمعیت نشان‌دادن تجمعات و تقویت روایت «وحدت ملی» کمک می‌کرد را از صحنه خارج کند.

اما حضور همان زنان در یک کافه می‌توانست باعث پلمب شدن آن کسب‌وکار شود. در ۲۹ اردیبهشت،

اما حضور همان زنان در یک کافه می‌توانست باعث پلمب شدن آن کسب‌وکار شود. در ۲۹ اردیبهشت، کافه‌رستوران مجموعه تاریخی سرای عامری‌های کاشان به‌دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری تعدادی از مشتریان پلمب شد. در اواخر تیر نیز موجی از پلمب کافه‌ها در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر تهران و شهرهایی مانند قم، مشهد و بهبهان به راه افتاد. 

مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت برخورد با زنان بدون حجاب در تجمعات شبانه و کافه‌ها، این تفاوت را انکار نکرد. واکنش او که گفت در غیر این صورت «کافه‌ها خیلی کافه می‌شوند»، نشان می‌داد مسئله فقط پوشش زنان نیست. برای حکومت اهمیت دارد زنان در چه فضایی و در خدمت کدام روایت حضور داشته باشند. 

گشت ارشاد کمتر دیده شد اما ناپدید نشد [۱]

گرشاد در هفته‌های پایانی تیرماه، با انتشار یک پرسشنامه از شهروندان خواست تجربه‌ها و مشاهدات خود را درباره گشت ارشاد بیان کنند. نتایج نشان داد که از آغاز جنگ تا پایان تیر، گشت ارشاد مانند دوره‌های گذشته به‌صورت گسترده به خیابان‌ها بازنگشته است.

بیشتر پاسخ‌دهندگان گفتند شخصاً گشت ارشاد را ندیده‌اند و تنها از دیگران درباره حضور آن شنیده‌اند. با این حال، شماری از مشاهده مستقیم نیروها خبر دادند؛ حضوری که از استقرار محدود در چند نقطه تا دیده‌شدن گسترده‌تر در بخش‌های مختلف شهر متفاوت بوده است. بیشترین حضور گشت در تهران و حومه و پس از آن در کلان‌ شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، شیراز و تبریز اعلام شد.

در بیشتر موارد، ماموران فقط در محل مستقر بودند اما مستقیماً دخالت نمی‌کردند. با این حال، برخی پاسخ‌دهندگان از تذکر شفاهی، تصویربرداری پنهانی و انتقال افراد با ون خبر دادند. در مجموع، الگوی غالب حضور پراکنده و نظارتی را نشان می‌داد، هرچند برخورد مستقیم به‌طور کامل متوقف نشده بود.

یکی از شهروندان در رشت گفته است ون پلیس امنیت عمومی را فقط در میدان شهرداری دیده است؛ جایی که به گفته او چند زن چادری و تعدادی سرباز کنار ون مستقر می‌شوند، اما حضورشان دائمی نیست. او می‌گوید مأموران بیشتر رهگذران را زیر نظر می‌گیرند و گاهی به سراغ کسانی می‌روند که مضطرب یا ترسیده به نظر می‌رسند، اما خودش شاهد بازداشت یا انتقال کسی نبوده است.

شهروند دیگری گفته است، حضور ون بیش از آنکه با برخورد مستقیم همراه باشد، ترس و شایعه ایجاد کرده است: «مردم می‌گویند در بعضی میدان‌ها به زنان بدون حجاب و مردانی که شلوارک پوشیده‌اند گیر می‌دهند و آن‌ها را می‌برند. مردم با نگرانی این حرف‌ها را به هم منتقل می‌کنند اما من در عمل چنین چیزی ندیده‌ام. فقط دیدم که نیروها آنجا حضور دارند.»

chart

[۲] جزییات نتایج در بخش «داده‌های تفصیلی» در پایان گزارش آمده است. 

کاهش پیامک و توقیف خودرو، نه توقف کامل [۱] 

گرشاد برای بررسی برخوردهای مربوط به حجاب در خودروها، پرسشنامه دیگری منتشر کرد. نتایج نشان داد که بیشتر پاسخ‌دهندگان در ماه‌های اخیر با مورد تازه‌ای روبه‌رو نشده‌اند. با این حال، ثبت پلاک خودرو، ارسال پیامک حجاب و توقیف خودرو به‌طور کامل متوقف نشده است. 

بیشتر پاسخ‌دهندگان از ثبت‌نشدن پلاک و توقیف‌نشدن خودرو در این دوره خبر دادند، اما شماری نیز از ثبت پلاک، دریافت پیامک، تهدید یا اخطار گفتند. بیشترین موارد گزارش‌شده مربوط به تهران، حومه و استان البرز بود. این اطلاعات نشان می‌دهد که برخورد با خودروها در این دوره بیشتر پراکنده و موردی بوده اما همچنان ادامه دارد. 

یکی از زنان گفته است در سال ۱۴۰۳ چند بار پیامک حجاب دریافت کرده بود، اما در فروردین ۱۴۰۵ و در میانه جنگ برای او احضاریه صادر شد و دادگاه او را به پرداخت سه میلیون تومان جزای نقدی جایگزین حبس محکوم کرد. زن دیگری نیز گفته است پس از حدود چهار ماه که خبری از ثبت پلاک نبود، ماموران لباس‌شخصی دوباره خودرویش را متوقف کردند و شماره پلاک آن را نوشتند. 

chart

[۳] جزییات نتایج در بخش «داده‌های تفصیلی» در پایان گزارش آمده است. 

فشارها به‌تدریج بازگشتند

از آغاز جنگ، یکی از اولویت‌های حکومت جلوگیری از ایجاد شکاف داخلی و حفظ حضور مردم در خیابان‌ها بود. توقف اجرای قانون عفاف و حجاب نیز پیش‌تر با این استدلال توجیه شده بود که اجرای آن می‌تواند باعث افزایش تنش‌های اجتماعی شود. این نگرانی در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا کرد زیرا حکومت به مشارکت همه گروه‌ها، از جمله زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کردند، برای ساختن تصویر وحدت و مقاومت نیاز داشت.

با ادامه درگیری‌ها، پوشش اختیاری در خیابان‌ها و کافه‌ها همچنان دیده می‌شد و بازگشت گسترده گشت ارشاد نیز رخ نداد. با این حال، از اردیبهشت نشانه‌های استفاده دوباره از ابزارهای صنفی و قضایی دیده شد؛ از احضار مدیرمسئول ایرنا به‌دلیل انتشار تصویر زنی بدون حجاب تا ازسرگیری پلمب کافه‌رستوران‌ها و افزایش درخواست چهره‌های محافظه‌کار برای بازگرداندن حجاب به اولویت‌های حکومت.

این روند از تیرماه شدت گرفت. دادستانی‌ها در مناطق مختلف، از جمله سبزوار و استان مازندران، از ضابطان قضایی خواستند با آنچه «بی‌حجابی و عریان‌سازی» می‌خوانند برخورد کنند و آن را جرم مشهود دانستند. هم‌زمان، کارگروه‌های عفاف و حجاب فعال‌تر شدند و بیش از پنجاه کسب و کار در شهرهای مختلف، از جمله تهران، دزفول، کهگیلویه، تنکابن و سمنان پلمب شدند. بنابراین، فشارها نه با بازگشت فوری و سراسری گشت ارشاد، بلکه از مسیر پلمب کسب‌وکارها، دستورهای قضایی، ثبت اطلاعات، احضار و تهدید گسترش یافت.

محافظه‌کاران با هرگونه مدارا مخالف‌اند

در حالی که حکومت در خیابان‌ها با احتیاط بیشتری رفتار می‌کرد، چهره‌های مذهبی و محافظه‌کار از مواضع قبلی خود درباره حجاب عقب‌نشینی نکردند. حجاب در سخنان امامان جمعه و رسانه‌های حوزوی به‌عنوان «خط مقدم جنگ فرهنگی»، «حق عمومی» و بخشی از نظم اجتماعی معرفی شد و برخی هشدار دادند که کوتاهی در برخورد با زنان بدون حجاب اجباری، به عادی‌شدن این وضعیت منجر می‌شود.

لطف‌الله دژکام، امام جمعه شیراز، از یک طرف تأکید می‌کرد خیابان‌ها نباید خالی بمانند و حضور مردم باید به نماد اقتدار و وحدت تبدیل شود و از طرف دیگر هشدار می‌داد جامعه نباید به سمت «بی‌عفتی» حرکت کند.

علی مطهری نیز با هشدار درباره اینکه ایران نباید «اروپا شود»، از دولت خواست با آنچه «ناهنجاری‌های فرهنگی» و «پوشش‌های نامناسب» می‌خواند، برخورد کند.

برخی محافظه‌کاران حتی تلاش کردند تجمعات زمان جنگ را به نفع سیاست حجاب تفسیر کنند. یکی از طراحان قانون حجاب ادعا کرد حجاب از موضوعات اصلی این تجمعات و از مطالبات مردم است. یک کارشناس مذهبی نیز زنان بدون حجاب حاضر در تجمعات را «نفوذی» خواند و مدعی شد هدف آن‌ها کاهش حساسیت مذهبی‌ها نسبت به بی‌حجابی است.

مجموع این مواضع نشان می‌داد جریان محافظه‌کار حتی حضور زنان بدون حجاب اجباری در جایی که به نفع حکومت باشد را هم نمی‌پذیرد و خواهان بازگشت برخوردهای سخت‌گیرانه است. 

شکاف میان واقعیت خیابان و سیاست رسمی 

جنگ بیش از آنکه سیاست حجاب را تغییر دهد، تناقض در اجرای آن را آشکار کرد. حکومت نتوانست حضور گسترده زنانی را که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کنند، از فضاهای عمومی حذف کند. در عین حال، حاضر نشد این تغییر اجتماعی را به رسمیت بشناسد. به‌جای اجرای یکدست قانون، شدت و شکل برخورد را بر اساس شرایط سیاسی، مکان و هزینه اجتماعی آن تغییر داد.

این دوره همچنین نشان داد مسئله فقط پوشش زنان نیست، بلکه استقلال آنان و فضایی است که در آن حضور دارند. حضور زنان بدون حجاب اجباری زمانی بیشتر تحمل می‌شود که در چارچوب روایت و نیاز سیاسی حکومت قرار بگیرد اما هنگامی که به بخشی از زندگی روزمره و فضاهای مستقل تبدیل شود، دوباره با کنترل و مجازات روبه‌رو می‌شود.

در نتیجه، افزایش حضور زنان بدون حجاب اجباری را نمی‌توان نشانه آزادی حجاب یا عقب‌نشینی دائمی حکومت دانست. این تغییر امتیازی نیست که حکومت به زنان داده باشد، بلکه نتیجه سال‌ها مقاومت برای حق انتخاب پوشش و اختیار بر بدن، همراه با تحمل هزینه‌های سنگین است. جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطفی در این مسیر بود و زنان با گسترش حضور بدون حجاب اجباری در فضای عمومی، دامنه آزادی خود را در عمل افزایش دادند. با این حال، این دستاورد هنوز به رسمیت شناخته نشده و تضمین حقوقی ندارد. شکاف اصلی همچنان میان بخش بزرگی از جامعه‌ای است که در زندگی روزمره از رعایت حجاب اجباری عبور کرده و حکومتی که امکان مداخله و مجازات را برای خود حفظ کرده است.

***

[۱] روش‌شناسی

گرشاد در تیرماه ۱۴۰۵، برای بررسی برخوردهای مرتبط با حجاب در خودرو و وضعیت و نحوه فعالیت گشت ارشاد، دو پرسشنامه عمومی منتشر کرد و از شهروندان خواست مشاهدات و تجربه‌های خود را از آغاز جنگ تا زمان تکمیل پرسشنامه‌ها بیان کنند. پرسش‌ها با در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی پاسخ‌دهندگان طراحی شد. این داده‌ها تنها تجربه افرادی را بازتاب می‌دهد که در این بررسی شرکت کرده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را نماینده وضعیت کل کشور دانست. با این حال، پاسخ‌ها تصویری محدود از شکل و پراکندگی برخوردها ارائه می‌دهد.  

[۲] داده‌های تفصیلی پرسشنامه‌ وضعیت و نحوه فعالیت گشت ارشاد

درصدها از مجموع ۱۲۲ نفر پاسخ دهنده محاسبه شده‌ است.

میزان حضور گشت ارشاد

محل حضور نیروها

نوع برخورد

پراکندگی جغرافیایی

[۳] داده‌های تفصیلی پرسشنامه‌ نظارت بر حجاب در خودروها

 درصدها از مجموع۲۶۰ نفر پاسخ دهنده محاسبه شده‌ است.

نوع برخورد 

پراکندگی جغرافیایی